آخرین امتحان لعنتی

جمع نمی شود 

دائما فکرم مشغول ست .نمیتوانم بخوانم ؛ غولِ مرحله ی آخر را...

دلم می خواهد از خانه بروم و کمی قدم بزنم.. دلم چند  لحظه آرامش می خواهد فارغ از استرس امتحان ها و جواب هایشان ، فارغ از غول های بی شاخ و دم !

فارغ از استاد لجوج حال به هم زن !

فارغ از هرچیز 

 

دلم میخواهد ساز بزنم بی دغدغه و در آرامش ناب !

دلم کمی بی خیالی می خواهد همچو روزهای قدیم ؛ که بگویم و بخندم و هیچ خود را مسئول دیگری ندانم !

دلم می خواهد گریه کنم 

 

آه دل لعنتی و آه اخرین امتحان لعنتی که همیشه وجود داشتی از سالها پیش و مملو از ترس و شادی ....

آه ای لنتی سبز

/ 0 نظر / 15 بازدید