Gloomy sunday!

مثل جوهر یک خودکار !

 

یا که نه !

 

ته مانده یک روان نویس مغزم پوچ می شود ...

پت پت می کنم هنگام تفکر ! و باید "ها" کنی تا توان فکـــــــــــر داشته باشم 

 

لطفا ! مغـــــــز عزیزم قوی بمان من برای سوختن نیامده ام .

سوختن وظیفه کاغذ سیگارم است وظیفه من چیز دیگری ست.

 

و آن قسمت فیلم که میفهمد گلومی ساندی را چه مفهومی در بر گرفته ! نگاه ها خاموش می شود .

نه من خودم را نمی کشم من هر آنکه را زندگی ام را خفته کرده‌‌‌ ، خفته خواهم کرد ^__^
 

+هیهیهی هیهی هی هی هاها هو (ترانه فیلم گلومی ساندی )

 

می خوانم   و تقلا می کنم برای فهمیدن :)

 

++ مغز بیمار خفته باش ! من برای زندگـــی آمده ام .

 

و دیگر هیچ !

/ 0 نظر / 23 بازدید