مرگ مغضی

سنگ شده ام !

 

دیگر حتی ؛ بغض ام عُرضه ترکیدن ندارد. دیگر حتی تاب شنیدن حرف های "تــــو" را که هیچ ! تاب حرف های هیچ کس را ندارم..

 

خاموش می میرم ! مثل یک مرگ در آغوش خودکشی ناراحت

حال یک هرزه بی هوش را میان تخت دارم ! که از هم آغوشی خسته ست !

 

کاش طوفان بزند و ای کاش بمیرم!

 

پایان 

/ 0 نظر / 7 بازدید