همیشه یک جای کار می لنگد ×

درست در لحظه ای که همه چیز طبق روال از پیش تعین شده جلو می رود باید سر و کله ی یک اجنبی از راه برسد و آتش کشد به دنیای خوشی و خرمی !

خواب هایم را که باور کردی؟ دُزَش بالا رفته دست از سرمان بر نمی دارد این لامذهب !!

شروع شد . باز هم خواب های دنباله دار من ...

اگر از همان ابتدا می نوشتمان اکنون مجموعه داستان یا سریال شبکه  سه ای در دست داشتم خنثی

 

همیشه یک جای کار می لنگد ....بتهوون گوش میدهی و با خود مرور می کنی این موضوع را که دقیقا کجای کارت اشتباه ست...

بقول دوستی مشکل از دیگران نیست ؛ دقیقا مشکل از ماست ...خرتر از پیشیم !

بعد رو می کند به من و آرام می گوید : البته تو چهار سال از من جلوتری ! لااقل این مسائل و تجربه ها را اکنون میفهمی ! یاد می گیری برای آینده ...

و من رو به آینه با خود می اندیشم که : اگر می خواستم این مسئولیت پذیری م را کنار بگذارم مطمئن باش اکنون با مردم این سرزمین بسیار بهتر از پیش کنار می آمدم ...

 

I did not learn that I am a bad guy :| 

/ 0 نظر / 22 بازدید