دم عیدی با خودم عهد بستم که هیچ احدی و هیچ اتفاقی حالم را بد نکند و اجازه ندهم رویم اشک شود از بهر اشتباهات .بلکه قوی باشم و دوباره بیاستم و بخندم و بگویم زندگی عرصه تجربه هاست.

و خب شکر خدا هنوز ایستاده م پر غرور و با قدرت و از تمام وجود می خواهم حذف کنم مانع خوشحالی خویش را و خط بزنم وجود ذهن آشفته ای را که این چنین مرا ملول و بی پناه ساخته ...

می دانم چند هفته دیگر که این پست را بخوانم به خویش خواهم خندید مثل سابق که بعد از خواندن پست های گذشته ی خویش در راستای داشتن و دوست داشتن غیر تنها لبخندی به گوشه ی لب چکید و زندگی ادامه داشت...

به همین راحتی ...

نگذارید غیر شما را خوشحال و یا ناراحت کند .متکی به هیچ احدی نباشید...


برچسب‌ها: برنامه ریزی, فکر صورتی !
+ تاریخ پنجشنبه ٢٦ فروردین ۱۳٩٥ ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ نویسنده آزاده شفیعی نظرات ()

قصه ی ما آدما از یک جایی شروع می شود. از یک عشق یا سهل انگاری و یا پیشگیری نکردن خانواده .

و زایش مایی که قرار ست ما شود.

مهم نیست که کدام یک از ما چطوری و با چه هدفی خلق شدیم در اصل باید یاد بگیریم که از آفرینشمان لذت ببریم .

برهه تمام کردن یک رابطه برای هر آدمی سخت ست .جدا شدن از اویی که با تمام وجود میخواستیش.

اما حالا مجاب شده ای که او را به باد و باران بسپاری ...

و باید بسپاری ...

نباید کم بیاوری یا دلت بلرزد یا توانت تمام شود ..باید تمام کنی .باید به رفتنش عادت کنی .

و بعد از اینکه کاملا از ذهن و قلبت رفت ؛ رابطه ی جدیدی را آغاز و به ارزش هایت احترام بگذاری...

قوی باش ...مرد باش و صبور ❤


برچسب‌ها: روزهای خاکستری, remmber
+ تاریخ سه‌شنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩٥ ساعت ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ نویسنده آزاده شفیعی نظرات ()

من و گنجشکای خونه ...دیدنت عادتمونه...به هوای دیدن تو...پر میگیریم از تو لونه 😊

.

 

 

حالتون و دقایقتون بهاری .....


برچسب‌ها: بیوتی دی
+ تاریخ شنبه ٧ فروردین ۱۳٩٥ ساعت ۳:٢۳ ‎ق.ظ نویسنده آزاده شفیعی نظرات ()